CINXE.COM
پژوهشهای میانرشتهای هنر
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?> <rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0"> <channel> <title>پژوهشهای میانرشتهای هنر</title> <link>https://ira.guilan.ac.ir/</link> <description>پژوهشهای میانرشتهای هنر</description> <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/> <language>fa</language> <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod> <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency> <pubDate>Fri, 20 Dec 2024 00:00:00 +0330</pubDate> <lastBuildDate>Fri, 20 Dec 2024 00:00:00 +0330</lastBuildDate> <item> <title>کاربرد هنرهای تجسمی در آگاهی به مخاطب درباره سرطانهای کولورکتال</title> <link>https://ira.guilan.ac.ir/article_8251.html</link> <description>سلامت در جامعه، روندی در حال تغییر است که پیوسته باید موردتوجه قرار گیرد و دنبال راهکاری برای بهبود وضعیت سلامت جامعه بود. سرطانهای کولورکتال (CRC) از سرطانهای شایع در بین مردان و زنان است، شیوع این بیماری در حال افزایش و میانگین سن بروز آن کاهش یافته و بار اقتصادی و اجتماعی آن در حال حاضر سنگین و رو به شدتیافتن است، بنابراین آگاهیدادن به مردم برای پیشگیری و شناخت این نوع بیماری، مراحل تشخیص، عوارض ناشی از درگیرشدن و آسیبهای مبتلا شدن به آن برای بیمار و خانواده او، میتواند مؤثر باشد. یکی از راهکارهای آگاهیدادن، بازنمایی مفهوم این روند بیماری از طریق آثار هنری است. هنر در پزشکی میتواند بهعنوان ابزاری برای آموزش سلامت و انتقال پیام آموزشی و توضیحی به مخاطب موردتوجه باشد. بیماران دارای سرطان کولورکتال، قصههای دراماتیکی دارند که داستان آنها، میتواند سوژه مناسبی برای آثار هنری ازجمله هنرهای تجسمی باشد که ضمن آگاهسازی و آموزش، میتواند به خلق صحنههای احساسی ماندگار منجر شود. علاوهبر آن آگاهی مخاطب از آناتومی بدن خود میتواند عاملی برای پیشگیری و مراقبت باشد. بههمین منظور در این پژوهش به این پرسش پاسخ داده میشود که آگاهی از سرطانهای کولورکتال از طریق آثار هنری چگونه بازنمایی میشود؟ با این هدف که؛ انتقال پیامهای سلامتمحور و آگاهی دربارۀ این نوع بیماری بهشکل درستی ارائه شود. این پژوهش کیفی، روش تحقیق توصیفی ـ تحلیلی با رویکرد میانرشتهای و &amp;nbsp;گردآوری اطلاعات بهصورت کتابخانهای، مشاهده و مصاحبه است. محتوی این بیماری، درگیرشدن بیمار، نوع جراحی توسط جراح کولورکتال، تصاویر واقعگرایانه، بهعنوان نمونۀ مثالی جهت توصیف و تحلیل در آثار هنری استفاده شده است. درنهایت این نتیجه حاصل میشود که هرگونه از آثار هنری توانایی تأثیر مثبت در نگاه مخاطب و توجه بیننده در انتقال پیام دربارۀ بیماری و سلامت دارند.</description> </item> <item> <title>تحلیل فرایند ارتباطی موزههای هنر معاصر هوشمند با مخاطب «با تأکید بر فناوری واقعیت افزوده (AR)»</title> <link>https://ira.guilan.ac.ir/article_8213.html</link> <description>موزهها امروزه با برنامهها، وفاداری بازدیدکنندگان، تنوع و جذابیت برای عموم و نیز کیفیت ارزیابی میشوند. در فرایند ارتباط با بازدیدکننده، ابعاد گوناگون زیباییشناسی، یادآوری، تجربه منحصربهفرد حین بازدید حائز اهمیت است. در نتیجۀ تحولات تکنولوژیک سالهای اخیر، در زمینۀ موزهها نیز ویژگیهای فناورانه بهعنوان مزیت رقابتی در جهت مرتفعساختن اهداف و آرمانهای موزهها مطرح میشوند. در این راستا هدف پژوهش حاضر تحلیل فرایند ارتباطی موزههای هنر معاصر هوشمند با مخاطب براساس نظریۀ ارتباطی یاکوبسن و تبیین راهکارهایی برای ارتقای مقولۀ ارتباط و بهتبع آن تأثیرگذاری مطلوبتر است. پرسشی که در این پژوهش مطرح میشود این است که در جهت رشد و اعتلای هر یک از کارکردهای ششگانۀ نظریۀ ارتباطی یاکوبسن و پاسخگویی به نیازهای موزههای هنر معاصر، چه تدابیری را میتوان اتخاذ نمود. روش پژوهش توصیفی ـ تحلیلی است. روش گردآوری اطلاعات، کتابخانهای از طریق فیشبرداری است. تجزیهوتحلیل دادهها کیفی است. نتایج پژوهش حاضر نشان میدهد در جهت رشد و اعتلای هر کدام از نقشهای ششگانۀ نظریۀ یاکوبسن و پاسخگویی به اعم نیازهای فرایند ارتباط، تدابیری را میتوان بهکار بست که بدین شرح است: 1. پیادهسازی زیرساخت فناوریهای جدید در کنار نمایشگاهها، برنامهها و تجربهها؛ 2. تلاش درجهت ایجاد ویژگیهای تعاملی و بهکارگیری بازدیدکننده بهعنوان عنصر فعال در حین بازدید؛ 3. لحاظ زمینههای اجتماعی، فرهنگی و تکنولوژیکی در محیط برنامه مبتنیبر واقعیت افزوده؛ 4. توجه به جنبۀ سرگرمی و جذابیت بصری چون محتوای رسانهای گرافیکی، انیمیشن و ویدئو در طراحی و اجرای AR؛ 5. تقویت و جایگزینی حسهای از دست رفته خصوصاً برای اقشار خاص؛ 6. رفع نیازهای بستر اینترنت، سختافزار، نیروی انسانی متخصص و پژوهشهای عملیاتی در حوزه واقعیتافزوده.</description> </item> <item> <title>بیان مفهوم کلام با تغییرات هارمونی در کرالهای یوهان سباستین باخ</title> <link>https://ira.guilan.ac.ir/article_8048.html</link> <description>کرال، سرود مسیحی به زبان آلمانی برای گروه آوازی است که بهدنبال اصلاحات پروتستانی شکل گرفت تا بتواند ارتباط واضح و قابلفهم با کلام دینی را برای شنوندگان بههمراه آورد. در حالیکه کرالهای اولیه تکصدایی بودند اما از دورۀ باروک به بعد، آهنگسازان مختلف مانند یوهان سباستین باخ کرالهایی برای چهار خط صدایی ساختند. در کرالهای باخ با استفاده از ریتم متفاوت خطهای صدایی، هارمونی در هر لحظه میتواند بهسمت آکوردهای موردنظر پیش رود و انواع مختلفی از حالت موسیقی را ایجاد کند. موضوع قابلتوجه این است که کرالهای باخ عموماً کمتر از یک دقیقه بهطول میکشند ولی در اکثر آنها تغییرات هارمونی چه از نظر پیآیی آکوردها و چه از نظر مدولاسیون نسبتاً عجیب و زیاد هستند؛ یعنی درحالیکه بهنظر میرسد شنونده متناسب با مبانی زیباییشناسی موسیقی باروک باید عموماً با یکنواختی حالت موسیقی روبهرو شود یا اینکه جریان موسیقی دچار تغییرات جدی نشود اما سؤال اینجا است که چرا در اکثر کرالهای باخ تغییرات هارمونی و بهتبع آن تغییر حالت موسیقی نسبتاً زیاد است و گاهی حتی بدون توجیه بهنظر میآید؟ البته پاسخ میتواند در عنوان کرالها و بهخصوص کلام همراه با موسیقی باشد؛ چراکه کرال از ابتدا تا انتهای خود عموماً بدون سکوت مشخص و با ادای کلمات همراه است، درحالیکه با هدف ارتباط واضح و قابلفهم با کلام دینی شکل گرفته است. پس این مفهوم کلام است که تغییرات هارمونی و بهتبع آن تغییر قابل&amp;lrm;توجه حالت موسیقی را بهبار میآورد. بر این اساس با روش تحلیل تعداد مشخصی از کرالهای باخ که در مجموعۀ آثار او از 250 تا 438 شمارهگذاری شدهاند و استخراج نکات جالبتوجه از همراهی هارمونی با کلام، میتوان به نتیجۀ پژوهش دست یافت و مشخص کرد که تغییرات هارمونی در کرالهای باخ عموماً در ارتباط با مفهوم کلام است؛ در حقیقت این نتیجه بهدست میآید که باخ در کرالهای خود، برای بیان مفهوم خاص و قابلتوجۀ کلام دینی از تغییرات خاص و گاه غیرقابل پیشبینی در هارمونی استفاده میکند تا با تغییر حالت موسیقی هرچه بیشتر به انتقال آن مفهوم یاری رساند.</description> </item> <item> <title>بررسی نابهنگامی در نقاشی نوگرای ایران؛ مطالعه موردی احمد اسفندیاری</title> <link>https://ira.guilan.ac.ir/article_8134.html</link> <description>هنر معاصر پس از گذار از اوج فرمالیسم، همواره بهدنبال بیان موضوعی جدید و اندیشهپردازی بوده است. هنرمند به شناسایی و نمایشی از حقیقت در صوری متفاوت روی میآورد و در پی تلاش برای معاصر بودن است؛ اما معاصریت او، در نابهنگامی ابداع هنری نهفته است. او با مشاهده و پذیرش تاریکیهای زمانه خود، آنها را میشکافد و حل آن را با نوعی دگرگونی شکلی و ارتباط با دیگر زمانها، بر پایه نوعی اضطرار پاسخ میدهد. این نابهنگامی، کمک به بازشناسی راهحلهایی که از دل تاریکیها درآمدهاند و هیچوقت نمیتوانند به ما برسند، اما پیوسته به سویمان میآیند را میدهد. با ورود مدرنیته به ایران، دگرگونی و تحول رویدادهای هنری و اندیشهای مختلف پدیدار شد. تضاد بین هنر سنتی و مدرنیته، باعث کشاکش بین آنها شد و هنر نوگرا چنین شکل گرفت و به طنین روزگار خود پرداخت. اما این طنین، به&amp;nbsp; تجلی نابهنگامی در آثار هنر نوگرا ختم شد. پژوهش حاضر به بررسی مفهوم نابهنگامی در نقاشی نوگرای ایران، با تمرکز بر آثار احمد اسفندیاری، میپردازد. هدف اصلی تحقیق آن است که چگونگی تلاقی عناصر سنتی و مدرنیستی در نقاشیهای نوگرای ایرانی و تاثیر آن بر هویت معاصر هنری ایران را واکاوی کند. سؤالات تحقیق عبارتاند از: چگونه مفهوم نابهنگامی در آثار احمد اسفندیاری و دیگر هنرمندان نوگرای ایرانی بهکار رفته است؟ تا چه میزان این آثار توانستهاند همزمان بیانگر مضامین بومی و حامل ویژگیهای مدرنیستی باشند؟ و چه ارتباطی میان نابهنگامی هنری و بحران هویت فرهنگی در ایران معاصر وجود دارد؟ این پژوهش با رویکرد توصیفی ـ تحلیلی و بهرهگیری از منابع کتابخانهای و آرشیوی انجام شده است. یافتهها نشان میدهد که با ورود مدرنیته به ایران، هنرمندان نوگرا ضمن استفاده از سبکها و تکنیکهای مدرن، کوشیدهاند تا به بازنمایی عناصر بومی بپردازند. این تلاش برای همزیستی بین گذشته و حال به نوعی نابهنگامی هنری انجامیده که بازتابدهنده دوگانگیهای فرهنگی و هویتی جامعه ایرانی است. آثار احمد اسفندیاری بهعنوان نمونهای از این روند، تلفیقی از سبکهای مدرن و مضامین سنتی را نشان میدهند که در عین حال نوآوری و وفاداری به فرهنگ بومی را منعکس میکنند.</description> </item> <item> <title>خِلِه: سنت فراخوانی مردم تالش، پیوندی فرهنگی با طبیعت</title> <link>https://ira.guilan.ac.ir/article_8136.html</link> <description>تالشهخله، سنت فراخوانی مردم تالش بوده که منشأ شکلگیری آن محیط جغرافیایی و نیاز شغلی دامداران و کشاورزان تالش است. اهالی محلی برای برقراری ارتباط با افراد یا حیوانات اهلی، دور کردن حیوانات وحشی، همچنین مرور خاطرات گذشته و بیان احساسات شخصی در واکنش به محیط اطراف به اجرای خله میپردازند. در این مطالعه، نویسنده به بررسی اهمیت خله در زندگی روزمرۀ روستاییان تالش میپردازد و نگاهی بر این موضوع دارد که یک سنت فراخوانی چگونه ارزشهای فرهنگیمحلی را بازتاب میدهد و به شکلگیری معانی از طریق صدا کمک میکند. دادههای این پژوهش با استفاده از دوازده ماه تحقیق میدانی در سالهای 1400 و 1401 شامل اتنوگرافی، نتنوگرافی، ضبط صدای محیطی، مصاحبه فردی و مصاحبه در حین پیادهروی جمعآوری شده است. طراحی این روششناسی این امکان را برای نویسنده فراهم آورده تا با تمرکز بر تالشهخله به بررسی نقش آن در ساختن معانی، خاطرات، روابط اجتماعی و تعامل با محیط بپردازد. یافتههای این پژوهش با معرفی سه شیوۀ اجرایی خله در فضای باز (خله بهمنظور برقراری ارتباط با افراد و حیوانات، نیز بهمنظور بیان احساسات شخصی) نشان میدهد که این آوای فراخوانی نهتنها ابزاری برای برقراری ارتباط است، بلکه بازتابی از هویت تالش، پیوندهای اجتماعی و ارتباط با طبیعت است. خله حس هویت جمعی و مسئولیتپذیری را درون جامعه روستایی تالش تقویت میکند و در عینحال نشان از محبت به حیوانات و ابتکار جامعه محلی در یافتن راهحلهای کاربردی برای غلبه بر چالشهای محیطی دارد. علاوهبر این، خله وسیلهای است برای بیان احساساتی که روح زندگی روستایی تالش را به تصویر میکشد و به حفظ خاطرات و سنتها کمک میکند.</description> </item> <item> <title>تحلیلی بر بازنمایی شیوه مدیریت بحران در ایران در سریال نون خ 2</title> <link>https://ira.guilan.ac.ir/article_8160.html</link> <description>هرساله سریالهای تلویزیونی زیادی برای نمایش در رسانه ملی ساخته میشوند که در این میان سریالهای طنز از استقبال بیشتری برخوردار هستند. سریالها میتوانند بازنماییکنندۀ شرایط موجود در جامعه باشند یا به نقد مشکلات موجود بپردازند. از سوی دیگر، کشور ایران بهدلیل قرارگیری در موقعیت جغرافیایی آسیبپذیر، یکی از کشورهایی است که همواره با خسارات و تلفات ناشی از وقوع بحرانهای طبیعی درگیر بوده است. با اینحال این موضوع تنها در تعداد معدودی از سریالهای تلویزیونی بازنمایی شده است. در این پژوهش فصل دوم سریال نون خ که به بازنمایی موضوع زلزله سال 1396 کرمانشاه میپردازد، بهعنوان نمونه موردی جهت بررسی نحوه بازنمایی فرایند مدیریت بحران در این سریال مورد مطالعه قرار میگیرد. از نظر فرایندی، مدیریت بحران شامل سه فاز اصلی پیش از وقوع سانحه (پیشگیری و آمادگی در برابر بحران)، حین وقوع سانحه (مقابله) و پس از وقوع سانحه (شامل امداد و نجات، سرپناه موقت، اسکان موقت و بازسازی و بازتوانی) است. تحلیل سریال نون خ 2 بر اساس چرخه مدیریت بحران نشان میدهد که در این سریال بازنمایی مضامین مرتبط با مدیریت بحران، متمرکز بر فاز پس از وقوع سانحه و خصوصاً مرحله اسکان موقت است. در این راستا سریال به بازنمایی مسائل و مشکلات زلزلهزدگان در قالب شیوه اسکان موقت، مشکلات روحی و روانی آسیبدیدگان، مسائل بهداشتی و شیوع بیماریهای واگیردار و از همه مهمتر وعدههای مسئولین میپردازد. برای بازنمایی این مسایل سریال از زبان طنز، انتخاب یک خط داستانی اصلی بهعنوان درونمایه و همچنین خردهداستانها برای همراه نگهداشتن مخاطب خود استفاده میکند.</description> </item> <item> <title>جلوههایی از اسطوره در هنر: بررسی برخی ظروف آیینی در مراسم یسناخوانی</title> <link>https://ira.guilan.ac.ir/article_8214.html</link> <description>با در نظر گرفتن این امر که هنر در طول تاریخ همواره یکی از قالبهایی بوده که بشر تفکرات خود را از طریق آن منعکس میساخته است، یکی از راههای شناخت اندیشههای انسان در دورههای گذشته بررسی آثار هنری برجایمانده است. آثار هنری کاربردی یا بهعبارتی ابزارهایی با جلوههای هنری از مفیدترین سوژههای بررسی برای تدقیق در اندیشه بشر در طول تاریخ هستند. هدف پژوهش حاضر درک اندیشههای اساطیری دین زرتشتی از طریق بررسی ظروف مورد استفاده در آیین یسناخوانی است که یکی از مهمترین آداب دینی جمعی زرتشتیان بهشمار میآید. پرسشهای پژوهش عبارتند از اینکه ابزار آیینی در مراسم خوانش یسنا چه اندیشههای اساطیری را برای ما آشکار میکنند؛ و اینکه چگونه میتوان از پس نمودهای عینی اندیشهها در مراسم مذکور به باورهای نهفته در آنها پی برد. روشهای مورد استفاده عبارتند از مطالعه میدانی: شرکت در مراسم خواندن اوستا، تهیه عکس از ابزارها و مصاحبه با موبدان برگزارکننده مراسم؛ مطالعه کتابخانهای: بررسی پیشینه باورهای زرتشتی، شناخت اساطیر زرتشتی؛ و در نهایت بررسی تحلیلی برای شناخت شیوههای جلوۀ اسطورهها و باورها در ابزار آیینی است که در متن مقاله پس از معرفی هر کدام از ابزار آیینی آمده است. با بررسیهای انجامشده امکان درک اسطورههای جاری در اندیشه پیروان آیین زرتشتی از ابتدای شکلگیری این دین و آیینهایش از طریق مطالعه ظروف مذکور تا حد زیادی ممکن شد. از یافتههای تحقیقی میتوان به این اشاره کرد که زرتشتیان چگونه در آیینی که آن را راهی برای کمک به برقراری نظم جهانی میدانستهاند، عناصری را گنجاندهاند که در راستای هدف برگزاری آن مراسم، یعنی همان برقراری نظم کیهانی باشد. آیینهای زرتشتی و بهخصوص آیینهای نیایشی آن، آیینهایی بسیار پرزحمت و دقیقاند و به ابزار و آلات و ظروف و اعمال و نیایشهای خاصی برای برگزاری آنها نیاز است. شاید در نگاه اول عجیب بهنظر برسد اما هرکدام از قطعات موجود در آیینهای زرتشتی و نیز هریک از اعمال آیینی مرتبط با آنها از پیشینهای اساطیری برخوردار است و درواقع شکلی نمادین از حقیقتی عظیمتر محسوب میشود.</description> </item> <item> <title>مطالعهای در شناخت سازهای ایلامِ نو</title> <link>https://ira.guilan.ac.ir/article_8215.html</link> <description>بخشی از ریشههای موسیقی ایران را در طول تاریخ باید در غرب ایران و در تمدن ایلام جستوجو کرد. برای شناخت این موسیقی لازم است هر آنچه نشانی از موسیقی ایلامی بر خود دارد مورد مطالعه قرارگیرد. از دورههای تاریخی مختلف ایلام ساز کاملی بهدست نیامده است تا بر اساس آن بتوان به مطالعه موسیقی این منطقه پرداخت. در میان الواح ایلامی نیز متنی در مورد موسیقی وجود ندارد. برای مطالعه موسیقی ایلام باید به بررسی آثار باستانی و نقوش برجستهای پرداخت که روی آنها نقشی از ساز ترسیم شدهاست. نقوش برجسته کولفرح، جام ارجان و جامهای برنزی بهدستآمده از لرستان مهمترین منابع مطالعاتی در موسیقی این دورهاند. این آثار باستای اطلاعاتی در مورد سازهای چنگهای افقی و عمودی و همچنین لوت دستهبلند در خود دارند. تعداد تارهای نقششده روی سازها، شیوه دستگرفتن ساز و جزئیات نقششده در بدنه ساز میتواند دید بهتری از صنعت ساخت ساز در این دوره بهدست دهد. مطالعه موسیقی این دوره از آن جهت اهمیت دارد که با ورود آریاییها به این منطقه و ایجاد نخستین امپراتوری، باعث گسترش موسیقی و سازهای این حوزه در تمام فلات ایران شدند. بررسی وضعیت موسیقیِ دوره تاریخیِ منتهی به حضور آریاییها در ایران میتواند در شناسایی وضعیت موسیقی فلات ایران در دورههای بعدی نقش مهمی داشته باشد. در این مقاله سعی بر آن است تا با توجه و بررسی آثار باستانی که تا کنون بهدست آمده، نمایی از موسیقی آخرین دوره حضور ایلامیها در تاریخ نشان دهد.</description> </item> <item> <title>تحلیل گفتمان نوازندگان و سازندگان ساز نی با محوریت نوآوری در دهههای هشتاد و نود شمسی در ایران: مطالعه موردی «نی ششدانگ» حسین عمومی</title> <link>https://ira.guilan.ac.ir/article_8216.html</link> <description>این پژوهش با تحلیل نظریات نوازندگان و سازندگان ساز نی در مواجهه با تغییرات حسین عمومی بر روی ساز که با نام &amp;laquo;نی ششدانگ&amp;raquo; شناخته میشود، به تحول دیدگاه در جامعه نینوازان ایران و دستهبندی گفتمانی آنان با محوریت مقولة ابداع در ساز پرداخته شده است. روش پژوهش پیمایشی ـ توصیفی بوده و ابزار گردآوری اطلاعات شامل پرسشنامه و منابع اسنادی است. از جمله پرسشهای این پژوهش عبارتند از: 1- چه گرایشهایی در میان نینوازانِ ایرانی در ارتباط با مقولة ابداع و نوآوری در نی وجود دارد و هرکدام زادۀ چه گفتمانهایی هستند؟ 2- چه گفتمانهایی از نظر زمانی قابل دستهبندیِ نسلی، در جامعۀ نینوازان است؟ 3- کدام گرایشها در بستر زمان رواج بیشتری داشتهاند و کدام گرایش را در زمان حال میتوان، گرایش غالب دانست؟ و 4- گرایش پیروز در عصر حاضر، وابسته به چه منطقهایی است؟ هدف این پژوهش، شرح اجمالی تغییرات حسین عمومی بر روی ساز نی و واکاوی گرایش نوازندگان نی به اجرا با &amp;laquo;نی ششدانگ&amp;raquo; و مقولة &amp;laquo;ابداع&amp;raquo; در نسلهای مختلف با توجه به هژمونی گفتمانهای موسیقی کلاسیک ایران است که در این راستا نظر برخی از نوازندگان و سازندگان خبره که شامل 24 نفر است، مورد ارزیابی قرار گرفته است. عطف به مطالعات پیشین، سه گرایش گفتمانی و یک خردهگفتمان در جامعه فرهنگی موسیقی ایران شناسایی شده است که براین اساس، نوازندگان و سازندگان نی در این گفتمانها قابل ردهبندی هستند. منطق این طبقهبندی، هژمونی و همزمانی گفتمانها از نظر تاریخی با دوران زیست و فعالیت نوازندگان و سازندگان نی و بر مبنای نوع نگاه آنان به موضوع ابداع و تغییر در این ساز است. براساس یافتهها، تفاوتهای نسلی، ارتباط مستقیمی با هژمونی گفتمانی زمانة نوازندگان نی داشته و تغییرات بر روی ساز، برخلاف نسل قدیم، برای نسل سوم قابلقبول است. بررسی کلیدواژههای موجود در گفتههای دو نسل از نوازندگان نشان داد، تغییر محسوسِ گفتمانی در میان نسلهای دوم و سوم قابل شناسایی است و گفتمانِ فرادست امروز در ارتباط با ابداع در ساز نی، گفتمانِ &amp;laquo;موسیقی کلاسیک ایرانی&amp;raquo; است.</description> </item> <item> <title>بازنمایی تصویر دشمن در نقوشبرجستۀ سنگی بهرام دوم ساسانی و آشوربانیپال دوم</title> <link>https://ira.guilan.ac.ir/article_8244.html</link> <description>این پژوهش به بررسی و مطالعۀ تطبیقی تصویر دشمن انسانی در نقوشبرجستۀ سنگی پیروزی بهرام دوم ساسانی بر کوشانیها از تمدن ایران باستان و پیروزی آشوربانیپال بر عیلامیها از تمدن بینالنهرین میپردازد. در بررسی دو نقشبرجسته یکی از دورۀ ساسانیان و دیگری از دورۀ آشور سعی شده است نقاط اشتراک و افتراق در این دو اثر نمایش داده شوند. هدف از این پژوهش آشنایی با جنگها، نحوۀ بازنمایی آنها و یافتن نمادها و نشانههای مشترک بین دو نقشبرجسته است. دشمنان منقوش در این دو نقشبرجسته در حالتهای کشته، اسیر، زخمی و بهتسلیم درآمده دیده میشوند. در نقشبرجستۀ بهرام دوم ساسانی که پیروزی بر دشمن را بهصورت نمادین نشان میدهد، پادشاه در مرکز صحنه و دشمنان و سایر نقوش در حاشیۀ اثر دیده میشوند. در نقشبرجستۀ منتسب به آشوربانیپال صحنۀ جنگ و پیروزی بر دشمن واقعگرایانه و با جزئیات بهتصویر کشیده شده است. با توجه به موضوع تحقیق میتوان این سؤال را مطرح کرد: شباهتها و تفاوتهای بازنمایی تصویر دشمن در دو نقشبرجسته منتسب به بهرام دوم ساسانی و آشوربانیپال دوم&amp;nbsp;کداماند؟ نحوۀ بازنمایی دشمن در دو نقشبرجسته ساسانی و آشور و بررسی تفاوت و شباهتهای بین دو فرهنگ مذکور مسئله این پژوهش است. نتیجه نشان میدهد که هدف هنر و هنرمند در آثار مورد بررسی نشاندادن عظمت و قدرت پادشاهان و مرعوبکردن دشمنان است. در هنر هر دو دوره از قراردادهای تصویری برای پَست نشاندادن دشمن استفاده شده است. در بررسی آثار، نقوش و قراردادهای تصویری مشترک مانند صف اسرا و سرهای بریدۀ دشمنان در هر دو دوره ساسانی و آشور مشاهده میشوند. پویایی، واقعگرایی و خشونت اعمالشده نسبت به دشمن در هنر آشور بیشتر از هنر ساسانی است؛ با اینحال در هنر هر دو دوره وقایع منقوش در آثار هنری عیناً منطبق با واقعیت نیستند. در این پژوهش از روش تحقیق توصیفی-تحلیلی، تطبیقی و تاریخی استفاده شده است.&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;</description> </item> <item> <title>تاریخنگاری، آشناییزدایی و تحلیل گفتمان عکسهای شخصی در دوره معاصر</title> <link>https://ira.guilan.ac.ir/article_8245.html</link> <description>از ورود صنعت عکاسی به ایران، این فن به یکی از مهمترین بسترهای انتقال معنا به مخاطب تبدیل شده است. فراگیر شدن استفاده از عکس در امور اداری در جامعه و علاقه مردم به ثبت لحظات شخصی باعث گسترش عکاسی شخصی در طی 180 سال شده است. هر عکس یک متن است و میتوان فنون نقد متن را برای آن بهکار برد و در بینامتنیت با متون دیگر بررسی نمود. عکس خنثی نیست و بارِ معنایی دارد . با تحلیل گفتمان میتوان معانی آشکار و پنهان عکس و همچنین ایدئولوژی نهانشده در آن و بازتولید گفتمان موجود در عکس بهخصوص عکسهای اجتماعی و خانوادگی را بازخوانی و آشکار نمود. در تفسیر عکس نیز همچنین از هرمنوتیک نقد متن میتوان بهره گرفت. مسئله پژوهش حاضر، بررسی چگونگی &amp;nbsp;آشکار شدن عناصر تاریخی، گفتمان و ایدئولوژی پنهان در عکسها با روش آشناییزدایی و تحلیل گفتمان است. در این پژوهش با روش تحقیق کیفی و اسنادی، تعدادی عکسهای پرسنلی و شخصی در دوره معاصر بعد از آشناییزدایی با روش تحلیل گفتمان فرکلاف بررسی میشوند. نتایج پژوهش نشان میدهد با تجزیه عناصر فرمی سوژههای عکس میتوان به دوره تاریخی عکس و تحلیل عناصر کالبدی اطراف سوژه به تغییرات محیطی در طی دوره و تحلیل گفتمان فرم و محتوای عکسهای شخصی و خانوادگی به تاریخ دوره، ایدئولوژی و گفتمان پنهان در زمینه و زمانه عکس دست یافت. درحقیقت هر عکس یک متن تاریخی است که با گذر به لایههای پنهان آن میتوان لابهلای سطور آن را خواند و بازبینی نمود.</description> </item> <item> <title>سه نمونه از آوازهای کارِ زنان دشت مُغان (طایفۀ مغانلو) متون آوازی و بازسازی باورهای کهن</title> <link>https://ira.guilan.ac.ir/article_8252.html</link> <description>موضوع این پژوهش بررسی سه نمونه از آوازهای کار در جامعۀ زنان در میان مردم دشت مُغان است. دشت مُغان منطقهای سرسبز و گسترده در شمال آذربایجان است. زنان با حضور در جامعۀ طوایفی و امکانات زندگی مردمی در بدنۀ زندگی روستایی دشواری کارهای روزانه را با موسیقی سهلتر کرده و روایتی از زیستِ بومی خود را در آن ترسیم میکنند که در این پژوهش، این امر موسیقایی بهمثابه یک متن در بستری انسانی و قومی مورد بررسی و تحلیل قرار میگیرد. تا کنون پژوهشی درباۀ موسیقی و آوازِ زنان در دشت مُغان انجام نشده و هر آنچه دربارۀ مردم مغان نوشته شده است، بیشتر به موضوعات تاریخی، زبان، فرهنگ و اسطورهها ارتباط پیدا میکند. یکی از پرسشهای پژوهش حاضر، به قدمت باورها و آئینهای ترکان بازمیگردد و این امری است که میبایست با تکیه بر اسناد معتبر تاریخی از آن بررسی کرد. در مقالۀ حاضر سه نمونه از آوازهای اجراشده در موقعیتهای کاری توسط زنان دشت مُغان معرفی میشوند. نخستین مورد یک نمونه لالایی است که توسط زنی در فضای اندرونی خانه و بهصورت تکخوانی اجرا میشود. نمونۀ دوم آوازی است که زنان در فضای بیرون از خانه و هنگام تکاندادن مشک میخوانند و نمونۀ سوم آوازخواندن مخصوص زنان در هنگام اجرای آئین سمنوپزان در استقبال نوروز است که توسط یک تکخوان و با همراهی زنان دیگر اجرا میشود. هر سه نمونه در بستر دو یا سه نغمهای و با گردش ملودی ساده اجرا میشوند. محتوا و متن این آوازها متبادرکنندۀ مضامینی هستند که در طی این پژوهش در کنار مطالعۀ ساختار موسیقایی مورد بررسی قرار خواهند گرفت.</description> </item> <item> <title>آزمونهای شناسایی استعداد موسیقی: مروری بر روشها و کاربردها</title> <link>https://ira.guilan.ac.ir/article_8391.html</link> <description>آزمونهای شناسایی استعداد موسیقی ابزارهایی هستند که بهمنظور ارزیابی تواناییهای موسیقایی افراد طراحی شدهاند. این آزمونها بهطور عمده تواناییهایی مانند درک ریتم، تشخیص زیر و بمی صداها، تمایز ملودیها و حافظه موسیقایی را میسنجند. این مطالعه بهمنظور مرور روشها و کاربردهای مختلف این آزمونها در حوزههای گوناگون از جمله آموزش موسیقی، استعدادیابی کودکان و نوجوانان، هدایت تحصیلی و حتی فرآیندهای استخدامی موسیقی انجام شده است. روش پژوهش از نوع مروری ـ تحلیلی است و منابع مختلف علمی درباره ابزارهای ارزیابی استعداد موسیقی جمعآوری و تحلیل شدهاند. یافتههای تحقیق نشان میدهد که آزمونهایی چون &amp;nbsp;Seashore Measures of Musical Talents، MET &amp;nbsp;و آزمونهای گوردون (PMMA، IMMA، AMMA) هرکدام ویژگیهای خاصی دارند که برای سنجش جنبههای مختلف تواناییهای موسیقایی طراحی شدهاند. نتایج این آزمونها بهویژه در شناسایی استعدادهای موسیقایی در سنین پایین، تشخیص تفاوتهای فردی در تواناییهای موسیقایی، ارزیابی اثربخشی آموزشهای موسیقی، کاربردهای پژوهشی و مطالعات علمی و کمک به مربیان و والدین در تصمیمگیریهای آموزشی مؤثر است. بررسیها نشان میدهند که آزمون MMA از ادوین گوردون بهدلیل تطابق بیشتر با شرایط فرهنگی و آموزشی ایران، برای استفاده در این کشور مناسبتر است. در نهایت، این مطالعه به تحلیل نقاط قوت و ضعف هر آزمون پرداخته و پیشنهاداتی برای بهبود روشهای موجود در راستای ارتقای استعدادیابی موسیقی ارائه میدهد. برای ارتقای استعدادیابی موسیقی در ایران، باید دسترسی به آموزشهای موسیقی در تمامی سطوح و مناطق گسترش یابد. استفاده از فناوریهای نوین، برگزاری کارگاهها و مسابقات، شناسایی استعداد در مدارس و تقویت همکاری با ارگانهای دولتی و خصوصی به رشد استعدادها کمک میکند. در نهایت ایجاد شبکههای حمایتی نیز اهمیت دارد.</description> </item> <item> <title>نشانهشناسی تصاویر برگزیده کتاب عکس «ماسوله» نصرالله کسرائیان بر اساس آراء رولان بارت</title> <link>https://ira.guilan.ac.ir/article_8426.html</link> <description>این پژوهش با هدف واکاوی و تحلیل معانی نهفته در تصاویر برگزیده از کتاب عکس&amp;laquo;ماسوله&amp;raquo; نصرالله کسرائیان صورت گرفته است. بهعبارتی این پژوهش بهدنبال فراتر رفتن از توصیف سطحی تصاویر و کشف لایههای پنهان معنایی است که با بهرهگیری از رویکرد نشانهشناسی میتوان به آنها دست یافت. این پژوهش میکوشد تا به این سؤال پاسخ دهد که چگونه نصرالله کسرائیان با استفاده از عناصر بصری، معانی چندلایه و پیچیدهای را در آثار خود خلق کرده و این معانی چه ارتباطی با هویت فرهنگی و اجتماعی ایران دارند؟ به همین جهت سعی میشود جهت پاسخ به این پرسش، از رویکرد نشانهشناسی رولان بارت برای قرائت عکسها بهره گرفته شود. این تحلیل با هدف کشف دلالتهای صریح، ضمنی و اسطورهای نهفته در تصاویر و بررسی ارتباط آنها با هویت فرهنگی و اجتماعی انجام شده است. پژوهش حاضر کیفی است و روش پژوهش حاضر توصیفی ـ تحلیلی و اطلاعات مورد نیاز به شیوه کتابخانهای و اسنادی گردآوری شده است. یافتههای این پژوهش نشان میدهد که تصاویر کسرائیان فراتر از ثبت ساده واقعیت، بهعنوان متون بصری پیچیدهای عمل میکنند که لایههای مختلفی از معنا را در خود جای دادهاند. کسرائیان با استفاده ماهرانه از عناصر بصری، موفق شده است معانی ضمنی و صریح متعددی را به تصویر بکشد. این معانی نهتنها به هویت و تاریخ ایران اشاره دارند، بلکه به موضوعات اجتماعی و فرهنگی گستردهتری نیز مرتبط هستند. تحلیل نشانهشناختی نشان میدهد که تصاویر کسرائیان بهعنوان دالهای فرهنگی عمل کرده و مخاطب را به خوانشهای چندگانه و تفسیرهای عمیقتر دعوت میکنند.</description> </item> <item> <title>بازخوانی برخی از هنرهای سنتی در حاشیه تالاب انزلی با رویکرد ارزیابی هزاره اکوسیستم</title> <link>https://ira.guilan.ac.ir/article_8465.html</link> <description>هنر با فرهنگ، پیوندی دیرینه دارد و برای دریافت پیام هنر باید زمینه فرهنگی آن، مورد بررسی قرار گیرد. مطالعات جهانی محیط زیست، نشان داده است حفاظت اکوسیستمهای طبیعی، بدون شناخت فرهنگهای شکلگرفته از آنها امکانپذیر نیست و تعادل پایدار در سامانههای بومشناختی و اجتماعی، با حفاظت از&amp;nbsp; تنوع زیستی و فرهنگی تضمین میشود. ابعاد فرهنگی اکوسیستمها بهعنوان خدمات فرهنگی در ارزیابی هزاره اکوسیستم مورد تأکید قرارگرفته و الهامبخشی و هنر، یکی از انواع خدمات فرهنگی معرفی شده است. با توجه به اهداف حفاظتی این ارزیابی از اکوسیستمهای طبیعی، فرضیه پژوهش، مبنیبر تمرکز بر هنرهای سنتی و بررسی آنها بهعنوان یکی از خدمات فرهنگی مؤثر در حفاظت از اکوسیستمها شکل گرفت. هنرهای سنتی با ریشه در فرهنگ و بهعنوان مجموعهای از هنرهای اصیل و بومی، پیوند هنر و محیطزیست را در این پژوهش میانرشتهای برقرار کرد. تالاب انزلی نیز بهعنوان یکی از اکوسیستمهای آسیبپذیر کشور، بهعنوان بستر این مطالعه انتخاب شد تا در مسیر حفاظت آن قدمی برداشته شود. سؤال پژوهش این است که شناخت هنرهای سنتی جامعه بومی تالاب انزلی، چه کارکردی در حفاظت&amp;nbsp; آن دارد؟&amp;nbsp; اطلاعات پژوهش از اسناد کتابخانهای، مصاحبه، بازدید و پرسشنامه گردآوری شد و به روش توصیفی &amp;nbsp;ـ تحلیلی ارائه گردید. نتایج نشان داد که معماری سنتی و آیینهای بومی، از بین رفته و لوتکاسازی و حصیر بافی نیز رو به فراموشی است و با توجه به رابطه این هنرهای سنتی با فرهنگ جامعه بومی، باید با حفظ ریشهها، به باززندهسازی عناصر برگرفته از آنها بر طبق نیازهای کنونی پرداخت.</description> </item> <item> <title>نمادشناسی پرندگان در گچبریهای خانه تاریخی مازندران (دوره قاجار) و ارتباط آن با باورهای عامیانه (مطالعه موردی خانه شفائی آمل)</title> <link>https://ira.guilan.ac.ir/article_8548.html</link> <description>گچبری&amp;shy;های خانه شفایی آمل از نمونههای برجسته معماری دوره قاجار در مازندران است که لایه&amp;shy;های نمادینی فراتر از زیبایی ظاهری را در بر دارد. این تزیینات نهتنها جلوه&amp;shy;ای از هنر و زیبایی&amp;shy;شناسی آن دوره است، بلکه در پیوند با نشانه&amp;shy;ها و نمادهایی از دنیای باطنی و باورهای مردم مازندران است. این پژوهش در تلاش است تا به پرسش&amp;shy;های ذیل پاسخ دهد: چه ارتباطی میان نقشمایه پرندگان در گچبری&amp;shy;های خانه شفایی آمل و باورهای عامیانه مازندران وجود دارد؟ نمادهای پرنده حاوی چه مفاهیمی است و نقش آن در زندگی روزمره مردم چیست؟ پژوهش حاضر با استفاده از روش توصیفی ـ تحلیلی، گردآوری اطلاعات کتابخانه&amp;shy;ای و بررسی&amp;shy;های میدانی و با بهره&amp;shy;گیری از تجزیه و تحلیل کیفی به بررسی نمادشناسی نقشمایه پرندگان در گچبری&amp;shy;های خانه شفایی آمل و ارتباط آن با باورهای عامیانه مازندران می&amp;shy;پردازد. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که تحلیل دقیق نمادشناسی پرندگان در گچبری&amp;shy;های خانه شفایی آمل و موقعیت مکانی و ترکیب&amp;shy;بندی متنوع پرندگان در گچبری&amp;shy;ها، نشانگر اهمیت جایگاه پرندگان در باورهای عامیانه مردم مازندران است که فراتر از موجودات طبیعی، حامل پیام&amp;shy;ها و نمادهای عمیقی هستند و به ابعاد مختلف زندگی انسان از جمله طبیعت، روحانیت و ارتباط با جهان ماوراء اشاره دارند. این پژوهش نهتنها به غنای دانش در حوزه هنر و معماری ایرانی ـ اسلامی می&amp;shy;افزاید بلکه به درک و شناخت بهتر از باورهای عامیانه و فرهنگ مردم مازندران نیز کمک می&amp;shy;کند.</description> </item> <item> <title>بررسی امضاء بهعنوان یک اثر هنری ـ تودهای</title> <link>https://ira.guilan.ac.ir/article_8575.html</link> <description>بشر در زمانهای گذشته، شیوههای مختلفی را برای دادن تعهد به طرف معامله در مراودات اجتماعی بهکار گرفت تا اینکه با گسترش سرمایهداری و صنعتیشدن جوامع و بنابر قراردادی اجتماعی به استفاده از امضاء بهصورت فرمی بصری و بهعنوان نشانهای نمادین از هویت خود روی آورد. این مقاله با هدف مطالعۀ امضاء بهعنوان یک اثر هنری ـ تودهای که قابلیت تکثیرپذیری نیز دارد، چگونگی معرفی و تبیین امضاء را بهعنوان یک اثر هنری ـ تودهای با استفاده از آرایِ بنیامین در مقالۀ &amp;laquo;اثر هنری در دوران تکثیر مکانیکی&amp;raquo; و نقدهای آدورنو بر آن بررسی مینماید. روش تحقیقِ این مطالعۀ کیفی، توصیفی ـ تحلیلی و جمعآوری اطلاعات با مرورِ ادبیات مکتوب چاپی و الکترونیکی است. بررسیها نشان میدهد که خلق امضاء توسط هر فردی همراه است با خلاقیت هنری و استفاده از عناصر بصری ـ تجسمی و با معیارهایی همچون ساخت مایه، رسانه و فرم، متن یا بافتار میتوان آن را بهعنوان اثر هنری قلمداد کرد و خالق آن را نیز که با توجه به ساختارهای مختلف زندگی روزمرة اجتماعی آن را خلق میکند، بهعنوان هنرمند محسوب کرد. تکثیرپذیری امضاء بدون استفاده از ابزار مکانیکی و بهصورت دستی توسط هر فردی و در هر زمان و مکان که اراده کند، آن را بهعنوان اثری استثنایی تبدیل کرده و چون ماهیت خلق آن در نهاد هر انسانی نهفته و بهصورت انحصاری است بنابراین برخلاف آرای بنیامین همیشه یکه و اصل است، اصالت دارد و منش اصلی آن حفظ میشود. برخلاف نظر آدورنو امضاء بهعنوان یک هنر دوران مدرن در میان تودهها قرار دارد و موجب پیشرفت تودهها در بازار و زندگی روزمره شده است؛ بنابراین در قالب تعریف آدورنو از هنر تودهای که درگیر صنعت فرهنگ است، قرار نمیگیرد. میتوان گفت امضاء بهعنوان اثر هنری تکثیرپذیر و تودهای در دایرۀ اندیشههای بنیامین و آدورنو قرار نمیگیرد.</description> </item> <item> <title>شناخت مفاهیم نمادهای شکلدهنده نقوش گلیمهای شهرستان تالش</title> <link>https://ira.guilan.ac.ir/article_8576.html</link> <description>گلیمهای تالشی بازتابی از مفاهیم فرهنگی، اعتقادات، باورها و طبیعت مردمان تالش هستند. این پژوهش بر اهمیت حفظ و مطالعه گلیمهای تالشی بهعنوان بخشی از میراث فرهنگی منطقه تأکید دارد و لزوم انجام تحقیقات بیشتر برای جلوگیری از فراموشی این هنر ارزشمند را خاطرنشان میسازد. گلیمهای تالشی نهتنها بیانگر هویت فرهنگی مردم این منطقه هستند، بلکه نشاندهنده تعاملات فرهنگی گستردهای هستند که در طول تاریخ شکلگرفته است. با توجه به افزایش روند مهاجرت جوانان از مناطق روستایی به شهرها، سرعت روند فراموشی این هنر اصیل که آینه تمامنمای زندگی مردم منطقه است، افزایش یافته است. روشهای تحقیق بهصورت توصیفی ـ تحلیلی و با استفاده از شیوههای میدانی و کتابخانهای، 195 گلیم شهرستان تالش را مورد بررسی قرارگر داده است. سؤال پژوهش به شرح ذیل است: چه عواملی در شکلگیری مفاهیم، معانی و ریشههای نقوش هندسی گلیمهای شهرستان تالش مؤثر هستند؟ نتایج پژوهش نشاندهنده آن است که نمادهای شکلدهنده گلیمهای شهرستان تالش در هفت سطح دستهبندی میشوند و این الگوها شامل نقوش برگرفته از: طبیعت (باغ، کوهستان، دریا، رودخانه و برف)، نقوش گیاهی (گل لاله واژگون، لاله سرخ)، حیوانات، نقوش اشیاء و نقوش ابزارآلات کشاورزی (کوزه، درخت زندگی، جام و سرباز، چنگک، حصارک چوبی، شانه) و نقوش انسانی هستند. علاوهبراین، نتایج نشان میدهند که تأثیرات و تعاملات فرهنگی با اقوام مختلف، مانند ایلات شاهسون و قفقازی که در طرحهای گلیمهای خود از نقوش حیوانی مانند کله قوچی، مار و خرچنگ استفاده میکنند، در شکلگیری نقوش گلیمهای تالش بسیار مؤثر بودهاند.</description> </item> <item> <title>تحلیل عوامل اجتماعی ـ فرهنگی مرتبط با گرایش نوازندگان دف به دفهای طرحدار</title> <link>https://ira.guilan.ac.ir/article_8577.html</link> <description>با واکاوی و تحلیل رویکرد اهالی موسیقی شامل نوازندگان و پیشکسوتان ساز و مواجهۀ آنها با نقشها و طرحهای پیادهشده روی سازها، میتوان به تجزیهوتحلیل و طبقهبندی جامعهشناختی آنها و درک منطق استقبال یا عدم استقبال از اجرا و پیادهسازی طرح بر روی ساز و عوامل اثرگذار بر شیوة تفکر هنرمندان پرداخت. این پژوهش، با تمرکز بر رویکرد یک نسل از نوازندگان شناختهشدۀ ساز دف شامل دهههای شصت و هفتاد هجری شمسی در ایران و همچنین خریداران عموماً غیرحرفهای دفهای طرحدار و به بیان دیگر، از طریق ارزیابی میزان استقبال از خرید کالای حوزۀ موسیقی، به ترسیم یک طبقه&amp;lrm;بندی اجتماعی ـ فرهنگی پرداخته است. هدف اصلی در این پژوهش، تحلیل گرایش نوازندگان و خریداران دفهای طرحدار و دلایل استقبال یا عدماستقبال از این نوع سازِ تزئینیافته است. روش پژوهش غالب در پژوهش حاضر پیمایشی بوده و ابزار گردآوری دادهها عمدتاً از طریق پرسشنامه است. همچنین، این پژوهش از منظر هدف، در دسته پژوهشهای بنیادین قرار میگیرد. از نظر پیشینه پژوهش، پیشازاین نیز یک نمونه پژوهش درباره گرایش به انتخاب سازهای موسیقی ایرانیِ طرحدار انجام شده است که شامل ساز دف نبوده است. در نتیجۀ این پژوهش مشخص شد که نوازندگان این نسل از دفهای طرحدار استقبال نمیکنند. همچنین، طراحی متنوع دفها، تاثیری در گزینش آنها در جامعة دفنوازانِ شناختهشدۀ دهههای مذکور نداشته و این گروه با تحریم و دوری از استفاده از این گونه دفها در تلاشاند تا بهنوعی تمایزِ هنری و اجتماعی خود را با افرادی که آنها را &amp;laquo;کاسبانِ هنر&amp;raquo; و پیرو رویکرد بازارمحور میدانند، مشخص کنند.</description> </item> </channel> </rss>